مرتضى راوندى
107
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
كاشغر و حدود چين مىرفت يا از بصره تا شيراز و يا از كوفه تا مدينه و مكه و عدن و يا از موصل و دمشق تا سواحل شام مىرسيد . همهجا منزلگاهها و كاروانسراها و مهمانخانهها ساخته بودند و آبدانها بود كه مسافر و دواب آب بياشامند . بازرگانى داخلى توسعه داشت و بر رودها و كانالها حمل مىشد . آسياى غربى كه پيش از آن ميان چهار دولت تقسيم شده بود ، قلمرو يك دولت شده بود ، و اين وضع مزاياى مهم اقتصادى داشت كه در نتيجهء آن ، در داخلهء اين ناحيه ، مقررات گمركى و موانع تجارتى از ميان رفته بود . حملونقل و دادوستد در شهرها فراوان شد . سراها و بازارها پر از كالا و بازرگان و فروشنده و خريدار بود . قافلهها ، چين و هند را به ايران و شام و مصر مربوط مىكرد . بازرگانان دريانورد از بنادر بغداد و بصره و عدن و قاهره و اسكندريه به درياها مىشدند . تا دوران جنگهاى صليبى ، بازرگانى اسلام ، بر مديترانه تسلط داشت و از يكسوى دريا يعنى از شام و مصر به يكسوى ديگر يعنى تونس و سيسيل و مراكش و اسپانيا مىرسيد ، و در راه از يونان و ايتاليا و ديارگل مىگذشت . در رود ولگا ، از هشتر خان تا نوگرود مىرسيد و به فنلاند و اسكانديناوى و آلمان راه يافته بود ، كه هزارها قطعه سكههاى اسلامى در آنجا باقى مانده است . وقتى كشتىهاى چينى به بازديد بندر بصره آمد مسلمانان بعوض ، كشتيهاى خود را از خليج فارس تا هند و سرنديب فرستادند كه از تنگهء سيلان گذشته در امتداد سواحل چين تا كانتون رفتند . در قرن هشتم ميلادى ، يك كلنى بازرگانى مسلمان و يهودى در اين بندر استقرار يافت . اين فعاليت بازرگانى كه نيروى زندگى را در همه اطراف كشور برانگيخته بود ، در قرن دهم ، يعنى موقعى كه اروپا به نهايت سقوط و فلاكت رسيده بود ، به اوج رسيد و همچنين كه به ضعف افتاد ، آثار آن ، بوضوح ، در بسيارى از زبانهاى اروپا بجا ماند و كلماتى چون « تعرفه » و « مخزن » عربى و « كاروان » و « بازار » فارسى به لغتنامههاى اروپايى راه يافت . صناعت و بازرگانى آزاد بود و دولت بوسيلهء ايجاد پولى كه نسبتا قيمت ثابت داشت برواج آن كمك مىكرد . خلفا ساليان دراز پول روم شرقى و ايران را به كار مىبردند تا عبد الملك مروان به خلافت رسيد ، و بسال 76 هجرى ( 695 ميلادى ) دينار طلا و درهم نقرهء عربى را سكه زد . ابن حوقل ، حدود سال 365 هجرى ، از براتى كه به مبلغ چهل و دو هزار دينار ، عهدهء تاجرى در مراكش صادر شده بود ، سخن دارد . كلمهء انگليسى چك Check به معنى حوالهء مخصوص بانك در حساب جارى ، از كلمهء « صك » عربى ، به معنى ورقهء مالى و برات تجارتى گرفته شده است . مالداران سرمايهء خود را در سفرهاى خشكى و دريا به كار انداخته بودند . با آنكه « ربا » در اسلام حرام بود ، كسانى كه به كارهاى مالى اشتغال داشتند ، مانند اروپاييان دوران بعد راهحلى يافتند تا بتوانند در مقابل استفاده از سرمايه و خطرى كه متوجه آن مىشد ، قسمتى از سود را به صاحب سرمايه بپردازند . با اينكه « احتكار » حرام بود ، در عمل وجود داشت . اشراف عرب ثروت كلانى اندوخته بودند . در املاك آنها صدها برده كار مىكردند . مىگويند ، يحيى برمكى هفت ميليون درم به بهاى يك جعبهء مخصوص جواهر مىداد ولى صاحب آن به اين قيمت نفروخت . مقام بردگان در طبقهء پايين سازمان اقتصادى بود . شايد